دهان و بینی خود را هنگام سرفه و عطسه با دستمال(ترجیحا) و یا قسمت بالای آستین بپوشانید.

      

در صورت داشتن علایم شبیه آنفلوانزا، با آب و نمک، دهان خود را شستشو دهید.

      

در روزهای اول بیماری تنفسی، ضمن استراحت در منزل، از حضور در اماکن پر تردد پرهیز کنید.

      

از خوردن مواد غذایی نیم پز و خام خودداری کنید.

      

از بيماران مبتلا به علايم تنفسی (نظير سرفه و عطسه)،حداقل يک متر فاصله داشته باشيد.

      

از تماس دست آلوده به چشم، بینی و دهان خود بپرهیزید.

      

مدت شست و شوی دست ها حداقل به اندازه 20 ثانیه باشد و تمامی قسمت های دست (انگشتتان خصوصا انگشت شصت، کف دست و مچ دست)

      

به طور مداوم و در هر زمان ممکن، اقدام به شست و شوی کامل دست ها با آب و صابون نمایید.

      

دهان و بینی خود را هنگام سرفه و عطسه با دستمال (ترجیحا) ویا قسمت بالای آستین بپوشانید.

      

سردرد، تب و مشکلات تنفسی نظیر سرفه، آبریزش از بینی و تنگی نفس از علائم شایع بیماری کرونا ویروس جدید2019 هستند، در کودکان و سالمندان می تواند همراه با تهوع و استفراغ و دل درد باشد.

      
کد خبر: ۳۵۰۷۳
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۳
درحالی‌که داریوش خیالش راحت بود که راز جنایتش هرگز فاش نمی‌شود، اما به گفته پسرعموی ناتنی محبوبه، مقتول چندبار در خواب به برادرش گفته بود هنوز در خانه خودش است.

به گزارش آوای خزر، «محبوبه باید بمیرد... محبوبه را می‌کشم... محبوبه نباید زنده بماند.» مرد افغان این جملات را باحالتی غیرطبیعی زیر لب تکرار می‌کرد و با هربار گفتن این جمله‌ها، مته دستگاه پیکور را با قدرت بیشتری به زمین خانه تازه سازش فشار می‌داد تا سیمان‌های سخت و به‌هم فشرده را از هم بشکافد. ساعت از دو نیمه‌شب گذشته بود و برای مرد افغان مهم نبود همسایه‌ها صدای کنده‌کاری با پیکور را بشنوند و مشکوک شوند. او هنوز کار کندن قبر برای زنش، محبوبه را تمام نکرده بود.

محبوبه مثل مرغ پرکنده بود و یک دم آرام و قرار نداشت. نمی‌دانست بخت سیاهش را لعنت‌کند یا شوهر و مادر خودش را. تمام اهالی روستا در رودان هرمزگان از حال‌وروز محبوبه خبرداشتند. به همسایه‌ها همیشه می‌گفت بالاخره یک روز این مرد مرا می‌کشد، اما کسی باور نمی‌کرد.

کار کندن قبر داشت تمام می‌شد و کمی خرده‌کاری داشت. داریوش چهار بچه‌اش را به بهانه این‌که صدای دستگاه پیکور اذیت‌شان می‌کند و نمی‌توانند درس بخوانند به خانه خاله‌شان فرستاد. بعد از رفتن آنها، دوباره مشغول‌کندن قبر شد و بالاخره کار را تمام کرد.

راز قتل زن جوان در خواب برادرش برملا شد

شب نوزدهم ماه رمضان، ۲۴ اردیبهشت ۹۹ همه‌چیز برای قتل محبوبه ۳۳ ساله آماده بود. محبوبه ازنظر جسمی قوی بود و داریوش می‌دانست حریف زنش نمی‌شود. مخفیانه قرص خواب را داخل لیوان شربت حل‌کرد و به محبوبه داد و گفت بنوش، اعصابت را آرام می‌کند. شربت را که خورد، سر محبوبه گیج رفت و بی‌حال شد. بعد از بیهوش شدن زن جوان، دست‌ها وگلویش را با طناب بست و او را خفه کرد.

بعد سراغ سرنگی رفت که از قبل آن را با ماده زردرنگی پرکرده بود و محتویاتش را در آرامش کامل به محبوبه تزریق کرد. بعد از چند دقیقه او را کشان‌کشان داخل قبرش برد. بعد از قتل محبوبه، حالا باید سناریویی برای او طراحی می‌کرد تا اهالی روستا آن را باورکنند.

آن‌طورکه جعفر قلمانی، پسرعموی ناتنی محبوبه و دهیار روستای جعفرآباد برای خبرنگار ما تعریف می‌کند، گوشی تلفن همراه محبوبه فقط با اثرانگشت او باز می‌شد. داریوش پس از قتل برای این‌که به اهالی روستا نشان دهد محبوبه خودش خانه را ترک کرده است، دست او را از قبرش بیرون می‌آورد و با اثرانگشت او گوشی تلفنش را باز می‌کند. بعد عکس‌های محبوبه را انگار که در روستا یا شهر دیگری است، روی پروفایلش می‌گذارد تا همه این‌طور فکرکنند که محبوبه زندگی، شوهر و بچه‌هایش را رها و فرار کرده است.

او می‌گوید: «داریوش برای مفقود شدن محبوبه ادعا‌های عجیبی مطرح می‌کرد. مثلا می‌گفت محبوبه با خاله‌اش از مرز خارج‌شده یا با مرد دیگری به ترکیه فرار کرده یا حتی به بچه‌ها می‌گفت مادرتان به خاطر کرونا جایی مرده است و، چون پول آمبولانس نداشتم، همان‌جا خاکش کردم.

هربار حرفی می‌زد تا خودش را از مخمصه‌ای که در آن گرفتارشده بود، نجات دهد، اما دختر بزرگش این حرف‌ها را باور نمی‌کرد. کار به‌جایی رسید که داریوش تصمیم گرفت از شر جنازه محبوبه خلاص شود و برای همین از دخترش خواست از امام جماعت بپرسد در چه صورت می‌توان با نبش قبر، استخوان‌های جسد را به‌جای دیگری منتقل‌کرد.»

فاش شدن راز جنایت

ولی ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند. درحالی‌که داریوش خیالش راحت بود که راز جنایتش هرگز فاش نمی‌شود، اما به گفته پسرعموی ناتنی محبوبه، مقتول چندبار در خواب به برادرش، همسایه‌ها و اقوامش‌گفته بود هنوز در خانه خودش است و شوهرش دارد با دروغ بستن و تهمت زدن به او، آبرویش را می‌برد: «همه به او مشکوک بودیم و برای همین به نهاد‌های مربوط مراجعه کردیم و گفتیم یک ماه است از این زن خبری نیست و شوهرش هرروز ادعای جدیدی درباره او مطرح می‌کند.

گفتم به‌عنوان دهیار روستا مسؤولیت دارم تکلیف این موضوع را روشن‌کنم. داریوش هر دفعه ادعای جدیدی درباره گم‌شدن محبوبه مطرح می‌کرد. یک‌بار پلیس برای بررسی بهتر موضوع به محل جنایت احتمالی آمد. خانه وضعیت بسیار مشکوکی داشت. اما جسدی پیدا نشد.»

بعد از رفتن پلیس، دل برادر محبوبه مثل سیر و سرکه می‌جوشید. تمام نشانی‌هایی که محبوبه در خواب به او داده بود، به خانه داریوش ختم می‌شد. حکم قضایی هم وجود نداشت که او بتواند وارد خانه شود. برای همین سراغ خواهرزاده‌اش رفت تا کلید را از او بگیرد، اما او گفت پدرش اجازه نمی‌دهد کلید را به او بدهد.

برادر محبوبه که دیگر طاقت نداشت، با دیلم به جان در افتاد و وارد خانه شد. او می‌دانست محبوبه در قسمتی از این خانه دفن شده است: «برادر محبوبه گفت با دستگاه پیکور کنده‌کاری می‌کنیم و هرجا پیکور پایین رفت، جسد همان‌جاست. پیکور را که زد، یکدفعه پایین رفت و ۱۰ سانتی‌متر بتون شکسته شد. به‌محض شکسته شدن بتون، سه انگشت محبوبه از زیرخاک پیدا شد.»

قلمانی با صدایی بسیار غمگین ادامه می‌دهد: «محبوبه، زن معصوم و پاکی بود، اما شوهرش بسیار ناخلف و ناپاک است. او هرگز حرمت خانواده را نشکست و این داریوش بود که به زنش تهمت می‌زد. داریوش از نظر روحی بسیار مریض بود. دائم به محبوبه تهمت می‌زد و زن بیچاره گریه می‌کرد و اهالی او را افسرده می‌دیدند. این مرد حدود ۲۵ سال پیش به روستای ما آمد وزندگی‌اش را شروع کرد.»

پسرعموی ناتنی محبوبه ادامه می‌دهد: «این مرد در تماس تلفنی، دخترش را تهدیدکرده و گفته اگر برگردم او و چهار نفر را خواهم‌کشت. او بعد از فرار از شب قتل محبوبه برای بچه‌هایش تعریف کرده و به آن‌ها گفته است بعد از قتل، مادرتان را به حمام بردم تا چالش‌کنم، اما جا نشد، چند جای خانه را هم امتحان کردم، ولی نشد تا آخر او را به‌جایی بردم که می‌خواستم کمد دیواری بسازم و همان‌جا دفنش‌کردم. بعد از ۲۴ ساعت وقتی در خانه را باز کردم، دیدم خاک‌ها به‌هم‌خورده و دست مادرتان بیرون است. فهمیدم زنده است و او را زنده به گورکردم.»

دهیار روستای جعفرآباد با صدایی که استیصال و درمانگی از آن مشخص است، می‌گوید: «از پلیس و نهاد‌های قضایی انتظارداریم به شکایت ما رسیدگی‌کنند و اجازه ندهند خون یک زن بی‌گناه پایمال شود. همین چند دقیقه پیش‌که داشتم به شما پیام می‌دادم دوباره با فرزندانش تماس‌گرفت. هدف او این است که سه فرزندکوچکش را که هنوز درکی از قاتل بودن پدرشان ندارند با خودش همراه کند و ببرد، اما قصد به قتل رساندن دختر بزرگش و چهار فرد دیگر اهالی را دارد که مچ او را بازکرده‌اند. اهالی روستا به‌شدت وحشت‌زده‌اند و نگرانند داریوش بلایی سرشان بیاورد.»

روایت پلیس از ماجرا

این در حالی است که پلیس روایت متفاوتی از این ماجرا دارد. سردار غلامرضا جعفری، فرمانده انتظامی هرمزگان دراین‌باره گفت: «پس از وقوع یک فقره قتل زن در شهرستان رودان و متواری‌شدن قاتل، بلافاصله پیگیری موضوع به‌صورت ویژه در دستور کار کاراگاهان پلیس اگاهی این شهرستان قرار گرفت.»

وی با اشاره به عدم اطلاع به‌موقع توسط خانواده مقتول به پلیس افزود: «پس از انجام تحقیقات لازم مشخص شد قاتل که تبعه کشور افغانستان است بنا براظهارات اهالی منطقه با همسرش اختلاف خانوادگی داشته و از آنجایی که شوهر متوفی در منزل و محل حادثه حضور نداشت ظن ماموران به قاتل‌بودن او قوت گرفت.»

این مقام انتظامی استان اظهار کرد: «با راهنمایی و همکاری خانواده مقتول به منظور به‌دست آوردن سرنخ‌های لازم نسبت به بازرسی از منزل مقتول اقدام شد که پس از چند ساعت جست‌وجو جسد مقتول که توسط قاتل در حالی که با دست‌های بسته در چاله‌ای یک متری در کف یکی از اتاق‌های منزل دفن شده بود، کشف شد.»

فرمانده انتظامی استان هرمزگان خاطرنشان کرد: «با تلاش‌های همه‌جانبه و کار وسیع اطلاعاتی، هویت اصلی قاتل شناسایی و تلاش ماموران برای دستگیری قاتل متواری با همکاری پلیس اینترپل ادامه دارد.»/ جام جم

انتهای پیام/1005

برچسب ها: قتل ، همسر
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار