دهان و بینی خود را هنگام سرفه و عطسه با دستمال(ترجیحا) و یا قسمت بالای آستین بپوشانید.

      

در صورت داشتن علایم شبیه آنفلوانزا، با آب و نمک، دهان خود را شستشو دهید.

      

در روزهای اول بیماری تنفسی، ضمن استراحت در منزل، از حضور در اماکن پر تردد پرهیز کنید.

      

از خوردن مواد غذایی نیم پز و خام خودداری کنید.

      

از بيماران مبتلا به علايم تنفسی (نظير سرفه و عطسه)،حداقل يک متر فاصله داشته باشيد.

      

از تماس دست آلوده به چشم، بینی و دهان خود بپرهیزید.

      

مدت شست و شوی دست ها حداقل به اندازه 20 ثانیه باشد و تمامی قسمت های دست (انگشتتان خصوصا انگشت شصت، کف دست و مچ دست)

      

به طور مداوم و در هر زمان ممکن، اقدام به شست و شوی کامل دست ها با آب و صابون نمایید.

      

دهان و بینی خود را هنگام سرفه و عطسه با دستمال (ترجیحا) ویا قسمت بالای آستین بپوشانید.

      

سردرد، تب و مشکلات تنفسی نظیر سرفه، آبریزش از بینی و تنگی نفس از علائم شایع بیماری کرونا ویروس جدید2019 هستند، در کودکان و سالمندان می تواند همراه با تهوع و استفراغ و دل درد باشد.

      
کد خبر: ۳۹۱۷۷
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۲
علی ابوطالبی عبدالملکی/
اشکواره‌ای برای تالاب بی‌آب + صوت
ساری - علی ابوطالبی عبدالملکی محیط‌بان مستقر در تالاب بین‌المللی میانکاله که با این ذخیره‌گاه زیست‌کره انسی دیرینه دارد، برای خشکسالی و اتفاقاتی که بر این سرزمین آمده است، دلنوشته‌ای غم‌انگیز و اشک‌آلود سروده است.

اشکواره‌ای برای تالاب بی‌آبآوای خزرمحیط بان علی ابوطالبی عبدالملکی: نرگس وحشی من به چه امید سر از خاک برآوردی؟ به خیالت که بهار آمده است؟! صد گل و سنبل وحشی به بار آمده است؟! به خیالت در دشت یاسمنی رقصان است، به خیالت زنبقی، شبنمی گریان است؟ به خیالت عندلیبی و هزارانی آوازخوان است؟ به خیالت در دشت باد می‌دهد به نیلوفر وحشی دست؟!

نرگس وحشی من! از چه سر از خاک برآوردی؟ به خیالت باز بلبلی بر شبنم صبح می‌خواند آواز؟ به خیالت در دشت، بانگ مرالان می‌آید به گوش تا تو را چونان گذشته سازند مدهوش؟ به خیالت باز نیزاری با نم بادی می‌رقصد، به خیالت باز نرطلای چشم سیاه بر پرتاس می‌نشیند؟ به خیالت آن نوای با ترنم چکاوکان می‌آید به گوش؟

باز بلدرچین می‌خواند آواز؟ باز دراج می‌کند پرواز؟ به خیالت باز بهار آمده است، به خیالت باغبانان باز پای‌کوبانند؟ به خیالت باز عندلیبانی نغمه خوانند! به خیالت باز در دور دست‌ها تالابی‌ست و داروگ ها پرطنین می‌خوانند؟ به خیالت باز آوای مرغابی می‌آید به گوش؟ به خیالت باز اسپی‌غاز می‌کند پرواز؟

نرگس وحشی من! به چه امید سر از خاک برآوردی؟ به خیالت باز آن بهار آمده است؟ گل به بار آمده است؟ به خیالت که در این دشت عقیم نم‌بارانی است؟ نرگس وحشی من! در دل خاک بخواب! دیگر دشت خشکیده است. نه ز آن زنبق سرخ خبری است نه ز آن نیلوفر آبی اثری است. نه ز آن آهوی طناز. نه مرغی رمقی دارد بر تن. نه ز قو غوغایی است، نه دیگر شبنمی بر گل نشسته است نه ز مرغابی می‌آید نوایی. نه داروگ می‌خواند آوایی. نه ز تالاب خبری‌ست نه مرغابی می‌کند پرواز. اندک چکاوکان ساکتند و خموش، نه دیگر عندلیبی است نه مرغزاری، باغبان دیگر شاد نیست.

نرگس وحشی من! اینجا دیگر بیابانی است بی بر. اینجا صحرایی است خشکیده و ترک خورده. حتی آن زاغ بور نیز زینجا رفته است. تالاب خشکیده و مرغابیان کوچیده‌اند. نیزارها هم خشکیده‌اند. مرالان رمیدند. باد هم نامهربان شده است با سرزمین من.

اینجا دیگر حتی ردپایی از اسب‌های وحشی نیست. به خیالت که در این دشت عقیم نم بارانی است؟ نرگس وحشی من! در دل خاک بخواب تا نبینی این چنین دشتی خشک و دهشتناک. نرگس وحشی من! اینجا تنها مایه‌ی حیات اشک چشم من است که خون می‌گرید از برای آن همه ترنم.

نرگس وحشی من! در دل خاک بخواب. در دل خاک بخواب! که دیگر حتی ردپایی از اسب‌های وحشی نیست. آنها نیز از سرزمینم رمیدند.

انتهای پیام/1001/

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار